تبلیغات
تاریخ ما - مکتب سوسیالیسم
شنبه 21 خرداد 1390

مکتب سوسیالیسم

   نوشته شده توسط: محمد ظهرابی    نوع مطلب :سیاست ،

اصطلاح سوسیالیسم (Socialism) یعنی جامعه گرایی و جامعه باوری، از واژه فرانسوی «سوسیال (Social) به معنای اجتماعی، اخذ شده است. ریشه لاتینی آن،  به معنای شریك و همراه است


اصطلاح سوسیالیسم (Socialism) یعنی جامعه گرایی و جامعه باوری، از واژه فرانسوی «سوسیال (Social) به معنای اجتماعی، اخذ شده است. ریشه لاتینی آن، واژه Socius به معنای شریك و همراه است.
اصطلاح سوسیالیسم در متون سیاسی بسیار به كار رفته است، اما مانند دموكراسی و آزادی تعریف جامع و مانعی ندارد؛ برخی سوسیالیسم را به معنای برابری، دادگری، پایان استثمار فقرا از سوی اغنیا مطرح می كنند و بعضی مانند بسیاری از آمریكاییها، سوسیالیسم را به معنای مصادره اموال خصوصی و كنترل شدید زندگی خصوصی افراد از سوی دولت، و چیزهای بد دیگر قلمداد می كنند.
فرهنگ انگلیسی آكسفورد سوسیالیسم را این گونه تعریف كرده است: «نظریه یا سیاستی كه مالكیت یا نظرات كل اجتماع بر ابزار تولید ـ سرمایه، زمین، داریی و غیره ـ و اداره آنها در جهت تأمین منافع همگانی را هدف خود قرار می دهد، یا از آن حمایت می كند.»
آستین رنی می گوید: «سوسیالیسم نظامی است كه در آن ابزار تولید، توزیع و مبادله كالا در مالكیت دولت است و از سوی دولت اداره می شود. پس به معنای دقیق، نقطه مقابل سوسیالیسم، سرمایه داری است؛ یعنی نظامی كه در آن ابزار تولید، توزیع و مبادله كالا در جامعه، در مالكیت خصوصی است و توسط مالكان خصوصی اداره می شود.»
از میان تعاریف فراوانی كه برای سوسیالیسم مطرح شده است، می توان تعریف زیر را به عنوان جامع ترین تعریف قلمداد كرد:
«سوسیالیسم به معنای ساده خود، نظامی سیاسی ـ اقتصادی است كه در آن دولت از راه برنامه ریزی یا به شكلی مستقیم تر ابزارهای اساسی تولید را كنترل می كند یا مالك قانونی آن است. هدف از اعمال چنین كنترلی بر داراییهای صنعتی و گاه كشاورزی، تولید كالاها و خدمات مورد نیاز جامعه است، نه تولید آنچه سودآور باشد.
در عین حال، همه اشكال سوسیالیسم امیدوارند كه جامعه ای مساوات طلب ایجاد كنند؛ جامعه ای كه همه اعضا را زیربال حمایت خود بگیرد و برای ریشه كن ساختن فقر یا كاهش آثار آن به مؤسسات خیریه خصوصی نیازی نباشد.»

نگاهی كوتاه به تاریخچه سوسیالیسم
طبق تحقیق به عمل آمده، نشانه های طرح نظام سوسیالیسم را می توان در آثار افلاطون (427 ـ 347 ق. م) ملاحظه كرد. وی می گوید: «ثروت افراد متعلق به عموم است و باید به مصرف عمومی برسد و مشاغل افراد را دولت باید تعیین كند.»
این همان تفكر اصلی نظام سوسیالیستی است كه در قرن چهارم قبل از میلاد از زبان افلاطون مطرح گشت.
این تفكر كم و بیش در قرون مختلف بین فلاسفه و علمای سیاسی و اجتماعی مطرح بوده است، و عاقبت در قرن 19 و 20 به اوج خود رسید. در قرن 18 «جان استوارت میل» از فیلسوفان بنام انگلیسی رسما خود را سوسیالیست نامید؛ اما دیگران او را سوسیالیست ایده آلیست (خیالپرست) می شمردند، در برابر «كارل ماركس» كه او را سوسیالیست ماتریالیست (مادی) قلمداد می كردند.
در قرن 19 «رابرت اون» (1771 ـ 1858 م) مؤسس سوسیالیسم نوین در انگلیس شناخته می شود كه برای اولین بار واژه سوسیالیسم را در این كشور به كار برد و در سال 1841 م رساله ای را تحت عنوان «سوسیالیسم چیست؟» منتشر ساخت و با انتشار این رساله، اصطلاح سوسیالیسم معروف و مشهور گردید.
در فرانسه نیز طرفداران «سن سیمون» (1760 ـ 1825 م) مانند «پیری لارو» برای نخستین بار این اصطلاح را با تعریف دقیق به كار بردند. این مكتب سپس در آلمان و آمریكا نیز رواج یافت.
كارل ماركس (1818 ـ 1883 م) واضع فلسفه سوسیالیسم جدید كمونیسم است كه این فلسفه را متشكل نموده و به صورت یك ایدئولوژی مدون در آورد. و «لنین» پیشوای انقلاب روسیه در اكتبر 1917 م و پس از وی «استالین» از سوسیالیسم ماركسی حمایت كردند و آن را در اتحاد جماهیر شوروی سابق عملاً به اجرا در آوردند و یك نظام كاملاً سوسیالیسم مادی گرا به وجود آوردند. این تفكر همچنان ادامه دارد و برخی از كشورهای جهان بر اساس همین نظام اداره می شوند.

مالكیت خصوصی و اقتصاد آزاد و مبارزه با نابرابری از مسائل بسیار مهم نظام اقتصادی و سیاسی اسلام است.


اصول نظام سوسیالیستی
اصول و مؤلفه های عمده نظام سوسیالیستی ـ كه آن را از دیگر نظامهای غیر دینی متمایز می سازد ـ عبارتند از:
1. جامعه گرایی (جامعه باوری): مهم ترین اصل مشترك تمامی نظریه های سوسیالیستی، اهتمام آنها به ترجیح جامعه بر فرد، و فراتر نهادن سود همگانی بر سود فردی است. از این رو، لبه تیز انتقاد سوسیالیستها به سوی «مالكیت خصوصی» (اساسی ترین مؤلفه سرمایه داری) بوده است. سوسیالیسم معاصر بسان سوسیالیسم سابق، فردگرایی اقتصادی، صنعتی و سرمایه سالاری مدرنیسم را رد می كند. این مكتب با فردیت انسان و آزادیهای اقتصادی لیبرالی و سرمایه داری موافق نیست و فرد را عضوی از پیكره جامعه می نگرد؛ البته این نگرش، با آزادیهای فردی كه در برخی از نحله های سوسالیستی به ویژه در اروپای غربی بر آن اهتمام می شود، منافاتی ندارد.
سوسیالیسم در واقع، بر ضد لیبرالیسم اقتصادی و كاپیتالیسم است؛ زیرا از نظر لیبرالیسم و كاپیتالیسم دخالت دولت در اقتصاد موجب اخلال و عدم شكوفایی سیستم اقتصادی است؛ اما سوسیالیستها معتقدند مالكیت خصوصی، رژیم اقتصادی آزاد و مناسبات ناشی از آن و اصل ارزش اضافی، عامل اساسی نابرابریها و ناهنجاریهای اجتماعی و حتی فرهنگی بوده و هست، و اعتقاد دارند كه دخالت و نظارت دولت در مقام نماینده اجتماع یا اكثریت، می تواند نفع عمومی را از دستبرد فرد در امان دارد.

2. برابری: یكی دیگر از مؤلفه های سوسیالیسم، اصل «برابری» است. سوسیالیستها مالكیت خصوصی ابزار تولید را سرچشمه تمامی مفاسد و بیدادگریها و نابرابریهای زیان خیز اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می دانند. به همین جهت، بر اصل برابری تأكید دارند.

3. فراملیّتی (انترناسیونالیستی = Internationalistic): از جمله اصول و عناصر سوسیالیسم، تفكرات فراملیتی و گونه هایی از تمایلات انسان گرایانه و امانیستی بودن است (امانیسم جمع گرا). سوسیالیستها داعیه كوشش و مبارزه برای آزاد ساختن كل بشریت را دارند.


جمالی
پنجشنبه 1 تیر 1391 05:34 ب.ظ
به وبلاگ ماهم سر بزن. وبلاگ جامعه اسلامی حقوق و علمو سیاسی شیراز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر